احكام بانكها استفتائات از محضر حضرت آیت الله العظمی اردبیلی
| احكام سَفته، چك و معاملات بانكى |
«سفته» يا «فته طلب» (سند بستانكارى) سندى است كه به واسطه آن امضا كننده متعهد مىشود مبلغى را در زمان معين يا هنگام مطالبه در وجه شخص معيّن يا به حواله كرد او و يا در وجه حامل ادا نمايد و بر دو قسم است:
اوّل: «سفته حقيقى» كه شخص بدهكار در مقابل بدهى خود، آن را به طلبكار مىدهد.
دوم: «سفته دوستانه» كه شخص به ديگرى مىدهد بدون آن كه در مقابل به او بدهكارى داشته باشد.
(مسأله 2568) اگر كسى سفته حقيقى را از بدهكار بگيرد تا با ديگرى به مبلغى كمتر مبادله كند، اگر به صورت قرض باشد، حرام و باطل است و اگر به صورت معامله و خريد و فروش باشد، حرمت آن معلوم نيست و اقوى جواز آن است.
(مسأله 2569) سفته پول نيست و معامله به خود آن واقع نمىشود بلكه پول، اسكناس است و معامله با آن واقع مىشود و سفته، برات و قبض است و چكهاى تضمينى كه در ايران متداول است، مثل اسكناس، پول است و خريد و فروش نقدى و بدون مدّت آن به زياد و كم مانعى ندارد.
(مسأله 2570) كسى كه سفته در دست اوست، اگر از شخص پول قرض كند و سفته بدهد كه در موعد مقرّر، بيشتر از آنچه قرض نموده بگيرد، ربا و حرام است و اگر به صورت قرض نباشد و به قصد معامله باشد، اشكال ندارد.
(مسأله 2571) سفته دوستانه را - كه صادر كننده به ديگرى مىدهد تا نزد شخص ثالثى تنزيل كند و شخص ثالث در موعد مقرر، حقّ رجوع به صاحب سفته كه شخص اوّل است، داشته باشد - به اين وجه مىتوان تصحيح نمود كه دادنِ سفته دوستانه به شخص دوم به اين خاطر است كه با شخص ثالث معامله كند و شخص سوم هم حق رجوع به دومى را داشتهباشد؛ و اين موجب دو امر است: يكى آن كه به واسطه دادنِ سفته، گيرنده نزد سومى صاحب اعتبار مىشود، از اين جهت با خود او معامله مىكند و شخص دوم به شخص سوم بدهكار مىشود. دوم: آن كه به واسطه معهود بودن در نزد اين اشخاص، شخص اوّل ملتزم مىباشد كه اگر شخص دوم مقدار معلوم را ندهد، او آن را پرداخت نمايد، بنابر اين پس از معامله، شخص ثالث در موعد مىتواند به شخص دوم رجوع كند و اگر او نداد، به شخص اوّل رجوع كند و شخص اوّل اگر پرداخت كرد، به شخص دوم رجوع مىكند، و چون اين امور معهودند، قراردادهاى ضمنى محسوب مىشوند و مانعى ندارند.
(مسأله 2572) اگر طلبكار، چه بانكها و چه غير آنها، براى تأخير بدهكارى چيزى از بدهكار بگيرند، در صورتى كه طلب، پول اسكناس باشد و بدهكار عمدا بدهى خود را تأخير بيندازد و با تأخير انداختن موجب اتلاف مقدارى از ماليّت آن شود، حرمت آن محلّ تأمّل است.
(مسأله 2573) در انواع اسكناس، مثل دينار كاغذى و دلار و ليره تركى و ساير پولها، رباى غير قرضى تحقّق پيدا نمىكند و معاوضه نقدى بعضى از آنها با بعض ديگر به زياده و كم جايز است، و همچنين اقوى صحّت معاوضه بعضى از آنها با بعض ديگر است به زياده و كم، اگرچه به حساب مدّت باشد، امّا رباى قرضى در تمام آنها تحقّق پيدا مىكند و قرض دادن ده دينار به دوازده دينار و مانند آن جايز نيست.
(مسأله 2574) اگر در مقابل طلبى كه از كسى دارد سفته يا چك مدّتدار داشته باشد و بخواهد مقدارى از طلب خود را پيش از موعد آن گذشت كند و بقيّه را از خود بدهكار دريافت نمايد، مانعى ندارد و به اين عمل «اِسْكُنْتْ» مىگويند.
(مسأله 2575) كسى كه سفته را امضا مىكند - اگر قصد ضمان كند و شرايط ضمان مراعات شده باشد - ضامنِ شخص وام گيرنده است، و بانك يا طلبكار ديگر حق دارد به او رجوع نمايد و او ملزم به پرداخت بدهى خواهد بود.
| معاملات بانكى |
(مسأله 2576) دريافت سود سپردههاى كوتاه يا بلند مدّت كه افراد واقعا به عنوان مضاربه به بانكها يا مؤسّسات خصوصى مىسپارند اگر بانكها واقعا با پول افراد تجارت نمايند و افراد به صورت ماهانه مبلغى را نه بعنوان سود ثابت، بلكه علىالحساب دريافت كنند، اشكال ندارد ولى چنانچه بر اساس سود ثابت دريافت كنند، مضاربه باطل است، مگر اين كه سود ثابت را در ضمن عقد مضاربه شرط كرده باشند.
(مسأله 2577) آنچه اشخاص از بانكها به عنوان وام يا غير آن مىگيرند، در صورتى كه معامله به وجه شرعى انجام بگيرد، حلال است و مانعى ندارد، اگرچه بدانند كه در بانكها پولهاى حرامى وجود دارد و احتمال بدهند پولى كه گرفتهاند از حرام باشد، ولى اگر بدانند پولى كه گرفتهاند يا مقدارى از آن حرام است، تصرّف در آن جايز نيست و اگر نتوانند مالك آن را پيدا كنند، بايد با اذن مجتهد جامعالشرايط معامله مجهول المالك با آن بكنند، و در اين مسأله فرقى ميان بانكهاى خارجى و داخلى و دولتى و غير دولتى نيست.
(مسأله 2578) اگر سپردههاى بانكى به عنوان قرض باشند و سودى براى آنها مقرر نشود، تصرف در آنها براى بانكها جايز است و اگر سودى قرارداد شود، قرارداد سود حرام و باطل است ولى اصل قرض صحيح است و بانكها مىتوانند در آنچه مىگيرند تصرّف كنند.
(مسأله 2579) در قرار سود كه موجب رباست، فرقى نمىكند كه صريحاً قرارداد شود يا بناى طرفين در حال قرض به گرفتن سود باشد، پس اگر قانون بانك آن باشد كه براى قرضهايى كه مىدهند سود بگيرند و قرض مبنى بر اين قانون باشد، حرام است.
(مسأله 2580) تصرف بانك در سپردههاى موجود در آن كه به عنوان وديعه و امانت است، اشكال ندارد.
(مسأله 2581) جايزههايى كه بانكها يا غير آنها براى تشويق قرض دهنده مىدهند يا مؤسسات ديگر براى تشويق خريدار و مشترى با قرعه كشى مىدهند، حلال است و چيزهايى كه فروشندهها براى جلب مشترى و زياد شدن خريدار در داخل جنسهاى خود مىگذارند، مثل سكّه طلا در قوطى روغن و چاى، حلال است و اشكال ندارد.
(مسأله 2582) حوالههاى بانكى يا تجارى كه به آنها «صرف برات» گفته مىشود، جايزند پس اگر بانك يا تاجر پولى را از كسى در محلّى بگيرد و حواله بدهد كه از بانك يا طرف آن در محلّ ديگر آن پول را دريافت كند و در مقابل اين حواله از دهنده چيزى بگيرد، مانعى ندارد و حلال است، مثلاً اگر هزار تومان در تهران به بانك بدهد و بانك حواله بدهد كه شعبه اصفهان هزار تومان را به اين شخص بپردازد و در مقابل اين حواله، بانك تهران ده تومان بگيرد، اشكال ندارد واگر بانك هزار تومان بگيرد و نهصد و پنجاه تومان حواله بدهد تا از محلّ ديگر دريافت كند اشكال ندارد، چه آن پول را كه بانك مىگيرد به عنوان قرض بگيرد يا به عنوان ديگر و در فرض مذكور اگر زيادى را به عنوان حق العمل بگيرد نيز اشكال ندارد.
(مسأله 2583) اگر بانك يا مؤسسه ديگرى، پولى به شخصى بدهد و حواله كند كه اين شخص پول را در محلّ ديگرى به شعبه بانك يا طرف خود بپردازد و مقدارى به عنوان حقّالزّحمه بگيرد، اشكال ندارد و همين طور اگر به عنوان فروش اسكناس به زيادتر باشد، مانعى ندارد، و اگر قرض بدهد و قرار سود بگذارد، حرام است - اگرچه قرار سود صريح نباشد و قرض مبنى بر آن باشد - ولى اصل قرض صحيح است.
(مسأله 2584) بانكهاى رهنى و غير آنها اگر با قرار سود قرض بدهند و چيزى را رهن بگيرند كه در سرِ موعد اگر بدهكار بدهى خود را نپرداخت بفروشند و مال خود را بردارند، اين قرض با قرار نفع حرام است و قرار نفع باطل است، ولى اصل قرض و رهن و وكالت در فروش صحيح است، و براى بانك جايز است آن را بفروشد و اگر كسى آن را بخرد مالك مىشود، و اگر قرار نفع نباشد و حقّالزّحمه بگيرد و در مقابل قرض رهن بگيرد، مانعى ندارد و با مقرّرات شرعيّه، فروش رهن و خريد آن مانعى ندارد.
![]()
با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی