|
عصر ظهور و حکومت جهاني امام مهدي (عج)
|
گفتگو با حجة الاسلام علي کورانيويژگيها و خصائص حكومت جهانى حضرت چيست؟البته محدود كردن ويژگيها و خصائص حكومت حضرت سخت است اما آنچه كه هست اين است كه همه چيز جديد است، همه حكومت حضرت جديد است، من معتقدم كه حكومت، دنيا، زندگى، شناخت، و نظام، همه چيز جديد است، همه حكومت حضرت جديد است، ما به هيچ عنوان نمىتوانيم حكومت حضرت را با آن چيزى كه الان از حكومتها مىدانيم مقايسه كنيم و حتى نمىتوانيم حكومت حضرت را توصيف كنيم. براى مثال: قوانين، وزارت داخلى، وزارت خارجى، آزادى، همه اينها در حكومت حضرت بهطور ديگرى هستند. مثلاً وضع اقتصادى كاملاً فرق مىكند، تعاملات، فهم مردم، شناختشان، همه اينها، همه اينها جديدند. اگر بخواهيم مصداقى بحث كنيم، مثلاً ويژگيهاى اقتصادى زندگى در آن دوران را بفرمائيد؟ما نمىتوانيم اقتصاد الان را با اقتصاد حكومت حضرت مقايسه كنيم، ببينيد، مثلاً داريم كه در آن زمان زمين هر چه دارد بيرون مىريزد، طلاها و گنجها از زمين خارج مىشوند ديگر در زمين نباتاتى وجود ندارد، وضع اقتصادى، علمى، رفت و آمد در زيرزمين و در آسمانها همه چيز جديد است. مثلاً داريم كه در راه بين عراق و حجاز رودها و سرسبزيهايى است ولى الان صحراست، من از عراق به حجاز رفتم با يك ماشين، 7 روز طول كشيد، سه روزش را فقط تيمم مىكرديم براى نماز، چگونه نهرها و سبزههايى وجود خواهد داشت؟ همه چيز عوض مىشود، همه چيز. دوران قبل از ظهور علائم چگونه است؟دقيقا مثل الان. انشاءاللّه، گفتم، مسلمانها به يك راه بسته مىرسند، نظامهاى جهانى همهشان شفاف مىشوند، زمين پر از ظلم و جور مىشود حتى ظلم و ستم آمريكا را در خانههايمان حس مىكنيم. مردم از دين فرار مىكنند و در اينجاست كه يك توجه عميقى به دين مىشود و مردم پيوسته نام حضرت را مىبرند و نام او را به نيكى ياد مىكنند. چطور در آن فضاى كه همهاش ظلم و فساد و جور است ما مىتوانيم يك فضاى جديد ببينيم؟البته، انحراف هست اما در يك زمانى مردم ناجى و نجات را مىخواهند، اينهايى كه دين دارند خواستار نجات مىشوند البته كمند، وليكن مردم نظامها و افكار موجود را طرد مىكنند نظام سرمايهدارى، كمونيست، دموكراسى و... و از چيز جديدى آگاه مىشوند و... وقتى حكومت حضرت به پا مىشود چه كسانى متنعم و بهرهمند مىشوند؟ شيعيان، مسلمانها، موجودات؟؟شيعيان، حاكمان در روى زمين مىشوند، اما كدام شيعه؟ خيلى از شيعهها مخالف حضرت مىشوند، و خيلى از غربيها با امامند، و با او همراهند، پس اينجا ما يك تغييرى در حركت شيعه داريم، اما كسانى كه شيعه هستند كه در ماههاى اول دور ايشان جمع مىشوند، اينها همان حاكمان جهان هستند، تبعا 313 نفر هستند، اينها كسانى هستند كه خداوند آنها را از اقصى نقاط دنيا انتخاب مىكند. اين 313 نفر را آيا مىشود در روايات پيدا كرد كه چه كسانى هستند؟از اقصى نقاط دنيا هستند، رواياتى كه مىگويند از تهران 5 نفر، از گيلان 5 نفر، از بحرين فلان مقدار و... اصلاً سند ندارند. رواياتى هم كه شهرهاى اينها را مشخص مىكند اصل نيستند. حتى براى يكى از علماى شيعه اين چيزها ثابت نشده است، و نص روايى قطعى كه ما داريم اين است كه خداوند آنها را جمع مىكند در يك شب از اطراف دنيا. آيا اين 313 نفر خصوصيتهاى خاصى دارند؟زبان امام را مىفهمند، او را مىشناسند، و به او اعتقاد دارند، و فدايى او هستند، درجه اخلاصشان بسيار بالاست. آيا مىشود الان كسى در مسيرى قدم بردارد كه احتمال بدهد شايد يكى از صحابه امام باشد؟بله، ممكن است، لكن كسى جز خدا آنها را نمىشناسد، چون خداوند آنها را انتخاب كرده است براى حضرت مهدى(ع)، اصحاب حضرت مثل انبياء هستند كه خداوند آنها را انتخاب مىكند و تا آن روز كسى آنها را نمىشناسد، به يك شب در مكه جمع مىشوند. مدت حكومت حضرت چقدر است؟در يك روايتى كه از منابع سنى است آمده است كه ايشان 7 سال حكومت مىكنند. بعدش هم كشته مىشند و بعدش قحطانى ظهور مىكند. البته اين روايت سندى ندارد. شايد اصلش اين باشد كه صلح با روم 7 سال ادامه پيدا مىكند. حضرت مسيح(ع) بين حضرت و روم واسطه مىشوند، روميها 7 سال به صلح پايبندند، ولى بعد از 7 سال آن را نقض مىكنند. نزد ما علماى شيعه حكومت حضرت بسيار طول مىكشد نمىشود قبول كرد كه ايشان 7 سال فقط حكومت مىكنند، آنچه كه مهم است اين است كه حكومت حضرت صدها سال طول مىكشد و بعدش در عالم وضع ديگرى بهوجود مىآيد. بعد از حكومت حضرت چه اتفاقاتى مىافتد؟رواياتى صحيح وجود دارد مبنى بر رجعت امام حسين(ع) و همچنين پيامبر اكرم(ص) و امير مؤمنان حضرت على(ع). رواياتى كه مىگويد 12 امام برمىگردند؟نه، ما اعتقاد نداريم كه همهشان برمىگردند. يعنى فقط امام حسين(ع) برمىگردند؟امام حسين(ع) اولين كسى است كه برمىگردند، بعد پيامبر، بعد امير مؤمنان و بعد برخى از مردم، چه خوب و چه بد برمىگردند. در روايت داريم وقتى كه حكومت حضرت مىآيد اول جنگ را داريم بعد صلح را؟ درسته؟ بعد از صلح مدتى حكومت مىكنند بعد از اين مدت رجعت انجام مىشود؟حتما. اول رجعت بعد از آن يك جنگ ديگرى داريم؟نه. نزد ما محاكمه است نه جنگ، فقط در زمان حضرت، جنگ دجال را داريم، در اول، 8 ماه اسلام جهان را مىگيرد، سپس حضرت مسيح ظهور مىكند و صلحى بين او و بين مردم برقرار مىشود، صلح 7 سال طول مىكشد، بعد جنگى پيش مىآيد، جنگ با روم پيش مىآيد، بعد تمام عالم را مىگيرد و بعدش دجال ظهور مىكند و بعد از دجال ديگر به عقيده ما جنگى وجود ندارد. چقدر در منابع شيعى راجع به دجال روايت داريم؟ما معتقديم كه دجال بعد از ظهور حضرت پيدايش مىشود، و سنىها برخىشان معتقدند قبل از ظهور و برخى مىگويند با حضرت مىآيد. اهل سنت خيلى دجال را بزرگ كردهاند و از آن اسطورهاى ساختهاند، در شيعه اينطور نيست دجال يك شخصيتى حقيقى است كه يهودى است و پيروان او ناصبى هستند. ويژگيهاى دجال چيست؟در آن زمان علم تغيير پيدا مىكند و رشد پيدا مىكند. او از گوناگونى علمها استفاده مىكند و همچنين از شعبده و سحر و حركتى ضد امام را آغاز مىكند. آيا مىشود از ويژگيهايى كه در منابع اهل سنت در مورد دجال داريم بفرمائيد؟سعى مىكنند كه او را با آمريكا و اسرائيل تطبيق دهند، اما شيعه اين را قبول ندارد، دجال بعد از امام است نه قبل از آن. در ميان اهل سنت نظر واحدى وجود ندارد، بعضىها مىگويند كه دجال وجود دارد، و الان در مصر است اسمش هم عبداللّه بن ساعد است. خصوصيات ظاهرىاى كه مىگويند مثلاً فاصله چشمها و... آيا صحيح است. نه صحيح نيست. مىگويند دجال قدرتهايى دارد كه زنده مىكند و مىميراند. خير، اينها صحيح نيستند. فاصله رجعت تا قيامت چقدر است؟خدا مىداند. آيا فاصلهاى هست يا نه؟البته بله. فاصله زيادى هست. مراحلى طولانى وجود دارد، بعضىها هم فكر مىكنند حضرت مهدى قيام مىكنند و قيامش منتهى به قيامت مىشود اين تصور بسيار سادهاى است. در تمام اين مدت امام و حجتى داريم؟لاتخل الارض من حجة الا اربعين يوما قبل القيامه. پس آن 40 روز چه مىشود؟نمىدانم، اين 40 روز خداوند اهل زمين را ترك مىكند. اين روايت اگر صحيح باشد، نوعى امتحان است. نحوه مرگ يا شهادت حضرت مهدى(ع) چگونه است؟ يا اينكه مىگويند پس از شهادت حضرت تا قيامت امام حسين(ع) زندهاند؟چنين چيزى نداريم، ما معتقديم حكومت ايشان آنقدر طول مىكشد تا اينكه از پيرى ابروهايشان به پائين ميل مىكند، طبيعى است كه مىميرند. روايتى نزد شيعه كه ايشان كشته مىشوند وجود ندارد، من روايتى به هيچ عنوان پيدا نكردم از اهل بيت كه ايشان كشته مىشوند، اينجور روايات يا روايات مرسله هستند يا اينكه سندى ندارند و يا اينكه از مصادر اهل سنت هستند. ممكنه ايشان بهطور طبيعى بميرند، و اما آن حديثى كه مىفرمايد «امامها يا شهيد شدند يا مسموم» ممكنه بگوئيم، امام از اين حديث مستثنى هستند، ما نمىتوانيم حكم كنيم كه ايشان كشته مىشوند، نصى بر اين روايت نداريم. ادلهاى را كه براى اثبات طول عمر حضرت مىآورند اين است كه حضرت به علم صحت نفس واقفند كه چطور مىشود اين بدن سالم بماند آيا اين صحيح است. بله. البته مسأله حضرت ماوراء اين مسأله است. براى خداوند خيلى آسان است كه عمر كسى را طولانى كند. پس چطور ايشان مىميرند؟بهطور طبيعى. روايتى است كه مىگويد خداوند به عزرائيل مىگويد آيا كسى باقى مانده است، عزرائيل مىگويد، خير، جز خودم، خداوند به عزرائيل مىگويد: بمير، پس او مىميرد. مشهور است كه يك زن يهوديه حضرت را شهيد مىكنند آيا اين صحيح است؟نداريم، اصلاً پيدايش نكرديم. اصلاً چنين روايتى وجود ندارد، در منابع شيعى ما چنين روايتى وجود ندارد، چه بسا مردم از منابع سنى اين روايت را گرفته باشند، اگر هم سندى اين روايت داشته باشد ما به آن نرسيدهايم، اين هم ممكن است. آيا حضرت خضر هم در آن زمان هستند؟بله. خضر كسى است كه علم لدنى دارد. ايشان دستشان باز است، او حق وتو دارد مىتواند بگويد فلانى اجازه ازدواج با فلانى را ندارد، فلانى در تهران سكونت نكند و... حضرت خضر تا چه موقعى زنده هستند؟يك روايتى داريم كه مىگويد تا قيامت باقى خواهند ماند. يعنى بعد از حضرت هم زندهاند؟بله. آيا ما مجموعه رواياتى داريم كه بگويد با چه كيفيتى حضرت جامعه را اداره مىكند؟بله. 313 نفر در جهان تقسيم مىشوند. به 313 منطقه و آنجا را اداره مىكنند. و هر يك از اين اشخاص منطقهاى را اداره مىكنند و تمام اين حاكمان دائما تسليم امر امام زمان هستند. آيا اصول و قوانين مشخصى در روايات آمده است؟ممكن است حضرت براى آنها قانونهايى بنويسند و سپس بگويند. هر هنگام كه در مسئلهاى شك كرديد پس به كف دستتان نگاه كنيد. به وسيله يك معجزهاى آن قانون و مسئله را خواهيد فهميد. اين نظامى كه حضرت بپا مىكنند آيا ادامه اين وضعيتى است كه الان داريم، يا اينكه يك فضاى كاملاً جديدى است؟بله. يك فضاى جديدى است. نظام زندگى جديد است. الان علمى كه در نزد ماست 2 علم است. 25 علم ديگر به آن اضافه مىشود، در واقع يك تحول واقعى است. آيا ممكن است فضاى شهرى و نظام شهرى كاملاً عوض شود؟همه آنها تغيير مىكند، الان تهران بعد از 50 سال فرق كرده است و در زمان حضرت باز هم فرق مىكند. اصلاً مفهوم شهر، مفهوم دولت، راههاى مختلف همه فرق خواهند كرد. در نشانههاى ظهور افرادى مثل سيد حسنى، سيد خراسانى و... داريم، نظر شما چيست؟چه كسى اينها را گفته است، شما اينها را بزرگ كردهايد، سيد حسنى، سيد خراسانى، سيد حسينى، سيد موسوى از كجا آورديد اينها را، در روايات اساسى و اصلى ما چند نفر آمده است: 1. خراسانى؛ 2. يمانى؛ 3. سفيانى و همچنين شخصياتى همچون نفس زكيه. الان يك سرى از افراد خاصى را تطبيق مىكنند؟ممكن نيست. مىگوئيم انشاءاللّه. آرزو مىكنيم اينطورى باشد. بعضىها قائل هستند كه الان سفيانى زنده است؟من اين را از 40 سال پيش دارم مىشنوم، مىگويند او در يك سپاه سورى است. شيخ بهلول رفت به سوريه و شخصى را در ميان سپاه ديد و گفت صورت او مثل صورت سفيانى است. البته اين خبر دقيقى نيست. صحيح نيست. از نشانههاى ظهور آيا چيزى داريم كه بگوئيم كه الان دقيقا مصداقش اين است و اتفاق افتاده است؟بله. حوادث عراق قطعى است. انقلاب عراق قطعى است. و اتصال عالم به بعضى ديگرش. درباره حوادث اخير عراق نظرتان چيست؟آنچه كه در عراق گذشت، كل قضيه عراق علامت است. رواياتى خاطرتان هست كه بعضى از حوادثى كه اخيرا اتفاق افتاده است بشود گفت كه علامات ظهور هستند؟در روايتى، شيخ صبانى هست كه اهل عراق او را مىكشند وقتى كه سفيانى خروج مىكند و شيخ صبانى همان صدام است و بعضى مىگويند مكانش در تكريت است و در دمشق به قتل مىرسد. احتمال مىدهيم صدام باشد. آيا در مجموعه روايات صحبتى از آمريكا هم هست؟بله. روم با حيلهاى در عراق حاضر مىشود. روم همان آمريكاست. روم طرف مقابل جنگ با حضرت مهدى(ع) است مجله موعود شماره ۴۷
نويسنده:بانکی |
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387
|
|
|
موضوع:
مهدویت و بانکداری
| لينک ثابت
|
|
|
ظهور حضرت مسيح در عصر حضرت مهدي (علیه السلام)
|
|
در زمان ظهور آن حضرت، مسيح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و اين به مفهوم خاتميت و خاتمالاوصياء بودن آن بزرگوار است و در روايت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسيح(ع) احترام نموده و مسيح(ع) گويد، كسي را نرسد كه بر ائمه اهل البيت(ع) تقدم بجويد و حق تقدم با شماست. مسيح در خدمت حضرت مهدي(ع) ضرورت همة اديان الهي ظهور منجي حقيقي در آخرالزمان است و وعده خداوند و پيامبران بزرگ الهي در ظهور آن بزرگوار و برقراري صلح و عدالت در جهان است. عقل و فطرت و وجدانهاي بيدار و تجارب بشري نيز اين معنا را تأييد مينمايد كه سمت و سوي كاروان بشريت به سوي حكومت واحد جهاني عدالتخواه و عدالتپرور اخلاقي است. قرآن كريم و روايات اسلامي نيز بر اين معنا تأكيد و تصريح دارد كه صالحان، وارثان زمين خواهند شد. جالب آن است كه درمنابع اسلامي به طور دقيق و شفاف ولادت و شخصيت آن بزرگوار كاملاً شناخته و از ذرية فاطمه زهرا(س) و يازدهمين امام از فرزندان حضرت اميرالمؤمنين عليبن ابيطالب(ع) و نهمين فرزند حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و همينطور از نسل و ذريه ائمه هدي(ع) و چهارمين فرزند از فرزندان حضرت عليابن موسيالرضا(ع) تا آخر ميباشند. علاقمندان ميتوانند در اين باره به كتاب شريف منتخبالاثر تأليف آيتالله صافي گلپايگاني ـ دامت بركاته ـ مراجعه نمايند كه 49 باب دارد و صدها حديث ارزشمند در اين باره از كتب شيعه و اهل سنت نقل فرموده و خصوصيات آن حضرت و نسبت و ويژگيهاي آن بزرگوار و نشانههاي ظاهري و اينكه از فرزندان ائمه اهل البيت(ع) ميباشند و فرزند سيده اماء(س) و از سبطين رسولالله(ص) هستند و از نسل ائمه اثنيعشر و خلف صالح امام عسكري(ع) مراجعه نمايند. آري مهدي(عج) دوازدهمين امام از اهل بيت عصمت و طهارت است. خصوصيات آن بزرگوار از لحاظ پدر، مادر، ولادت، نواب خاص و عام، زمان ولادت، كيفيت ولادت، غيبت صغري و كبراي آن بزرگوار، شرايط عصر غيبت و عصر ظهور، و دهها مسئله ديگر توضيح داده شده است. در زمان ظهور آن حضرت، مسيح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و اين به مفهوم خاتميت و خاتمالاوصياء بودن آن بزرگوار است و در روايت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسيح(ع) احترام نموده و مسيح(ع) گويد، كسي را نرسد كه بر ائمه اهل البيت(ع) تقدم بجويد و حق تقدم با شماست.1 كتاب منتخبالاثر 25 حديث در اين رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده كه امام عصر(عج) به حضرت عيسي(ع) ميگويد: بياييد بر ما امامت كنيد.2 و حضرت عيسي(ع) ميگويد: بعضي از شما بر بعضي ديگر امارت دارد و اين عنايت خداوند نسبت به اين امت است. آنگاه ميگويد اين حديث صحيح و نيكو است كه بزرگان نقل نمودهاند و دلالت دارد بر اينكه مهدي(عج) به جز عيسي(ع) است و اين به معني تسليم مسيحيت و يهوديت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البيت(ع) خواهد بود. چيزي كه آن را در طول چهارده قرن گذشته كمتر پذيرفتهاند. و همواره در برابر اسلام با جنگهاي صليبي و صهيونيستي و تهمتها و نسبتهاي ناروا و جنگ رواني و تبليغاتي و عمليات تخريبي تلاش كردهاند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند و البته اين ظلم بزرگي است كه نسبت به بشريت و ارزشهاي الهي و اديان الهي و حضرت مسيح(ع) و حضرت موسي كليم(ع) و پيروان راستين اين دو دين و پيامبر بزرگ الهي روا داشتهاند. دربارة حديثي كه به اين مضمون نقل شده است: «لامهديّ إلّا عيسي بن مريم(ع)؛ مهدي نيست مگر ـ همان ـ عيسيبن مريم» بايد گفت: 1. اين حديث سند قابل اعتماد و قابل قبولي ندارد و نميتوان به آن استناد كرد و راوي آن متهم به سهلانگاري در نقل است. راوي عليبن محمدبن خالد جندي (موذن الجند) است. مرحوم مجلسي(ره) در اينباره ميگويد: علماي اهل سنت اتفاق نظر دارند بر آنكه در صورتي كه راوي خبر معروف به تساهل در روايت باشد خبر و حديث او قابل قبول نخواهد بود.3 2. حديث واحد است و خبر واحد به فرض صحت در احكام حجيت دارد نه در مسائل اعتقادي و مباحث عقلي در مسائل اعتقادي علم و حجت شرعي لازم است. 3. احتمالاً حديث يادشده توسط جريانهاي مسيحي و نفوذي ساخته و پرداخته و در احاديث دست برده شده باشد. 4. به فرض آنكه چنين حديثي در روايات ما آمده باشد لكن در روايات فراوان ديگر آمده كه آن حضرت ظهور خواهد نمود و پشت سر حضرت مهدي(ع) اقامه نماز خواهند كرد و اين حديث با احاديث ديگر قابل جمع است كه آن حضرت ظاهر و پشت سر امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ اقامه نماز خواهند كرد و نافي ظهور ولي عصر(عج) نميباشد. ممكن است تحريف در لفظ نيز رخ داده باشد و كلمه «مع» بعد از «الا» از قلم افتاده باشد؛ يعني «لا مهدي الا مع عيسي بن مريم؛ مهدي نيست مگر همراه عيسيبن مريم.» 5. اين حديث به اين معناست كه تصور نشود حضرت مسيح(ع) خود مستقلاً ظاهر ميشوند و يا حضرت مهدي(ع) بدون حضرت مسيح ظهور خواهند نمود. پس از نگارش اين موضوع دوستان موثق نقل نمودند كه اين حديث شريف در كتاب تذكرةالاوليا با اين سبك آمده است: «لا مهدي إلّا عيسي بن مريم معه.» مهدي نيست مگر آنكه عيسيبن مريم با اوست. كه «معه» در آخر حديث شريف به جاي مع كه ما احتمال داده بوديم ساقط شده آمده است و اگر اين باشد «نعم الوفاق» و يا اين نقل و روايت قرينه بر منظور از حديث ياد شده است و معناي حديث شريف به نوعي ملازمه بين حضرت مهدي ـ ارواحنا فداه ـ و حضرت مسيح(ع) است كه هر يك علامت ديگري و نشانه و شرط ظهور و نزول و حضور ديگري است و مانند خورشيد و نور با يكديگر جز با ظهور و حضور ديگري به وقوع نميپيوندد و تحقق نمييابد. و اين خود بهترين دليل و شاهد بر ادعاهاي بياساس و ساختگي كساني است كه نسبت به هر يك از اين دو موضوع مقدس و همراه يكديگر ادعاي انفرادي داشته باشند؛ ادعاي مهدويت بدون نزول حضرت مسيح(ع) و يا ادعاي نزول مسيح(ع) منهاي حضرت مهدي(عج) چه در اسلام و چه در مسيحيت! آري ظهور هر يك از اين دو، مكمل ديگري و شرط و متمم ديگري خواهد بود. و در حقيقت همانطور كه از روايت استفاده ميشود، امام مهدي(عج) قدوه و اسوه و اهل البيت(ع) مشمول كرامت خاص الخاص و اخص الخواص بوده و رسول اكرم(ص)صاحب لواي حمد است و رحمت للعالمين است و آدم(ع) و ديگر انبيا(ع) تحت لواي آن حضرت در فرداي قيامت خواهند بود و چه بسا فلسفه اين تقدم مهدي(ع) بر مسيح تسليم در برابر خاتميت و خاتم الاوصيا و صاحب سدرة المنتهي بوده و اين علامت آن باشد كه دين و قرآن محمد(ص) و اهل بيت آن حضرت در افق اعلا هستند و چه بسا اين خود از اسرار و رموز الهي و تأويل اين قبيل احاديث باشد. و البته حضرت وليعصر(ع) امامت به مفهوم وليالله و ولي اولياءالله و ولايت مطلقه الهيه است و تقدم آن رتبي است و بالاتر از مقام نبوت مطلقه است.4 نه مهدي(ع) جز با نزول حضرت مسيح ظهور نخواهند فرمود و تكميل سلسله و زنجيره پيامبران و رهبران الهي در آخرالزمان با ظهور مهدي(ع) اتفاق خواهد افتاد. و آنچه امروز مسيحيت آمريكايي تصور ميكند كه آرمگدن اتفاق خواهد افتاد و امام عصر(عج) و مهدي موعود(ع) در كار نخواهد بود و دروغي آشكار بيش نيست. 6. دروغگوها و كذابها فردا مدعي مهدويت و يا امامت و يا مدعي نيابت و يا ظهور باب و مانند آن نشوند. اين رخداد جز با حضور و نزول حضرت مسيح(ع) عملي نخواهد شد. 7. خود اين حديث دليل روشني بر ظهور امام عصر(عج) و آينده روشن تاريخ بشريت و اميد به آيندهاي نويدبخش و ظهور منجي موعود و ظهور عيسي بن مريم(ع) و وعده اديان الهي براي نجات كاروان بشريت از چنگال اهريمنان و شياطين خواهد بود و اين از نشانههاي آن بزرگوار است. 8. اميد است صاحبنظران و انديشمندان رسالت بزرگ خود را در تبيين معارف الهي و نقد و بررسي دقيق و حكيمانه مسائل و موضوعات عميق اسلامي و ولائي برداشته و زمينههاي سوءاستفاده و برداشتهاي غلط و جاهلانه و يا مغرضانه را از بين ببرند و اجازه ندهند تا در اثر سهلانگاري و يا غفلت مرزبانان معارف اسلامي و حقايق قرآني، ميدان براي دزدان راه و شيادها هموار شود و يا جاعلان و غافلان و عناصر پر ادعا و مردم فريب افكار عمومي را مشوب و چهره حقايق ديني را ملكوك و ذهنها را شبههناك و افكار را مسموم نمايند و يا با خرافات و خرافهگرايي معارف بلند توحيدي دستخوش و ساوس شيطاني و يا سليقههاي گوناگون نفساني بشود. تذكر اين مطلب نيز بسيار به جا و قابل توجه است كه بحث و بررسي فقيهانه و كارشناسانه در اين قبيل احاديث و روايات و مسائل تاريخي و اجتماعي و فلسفي و سياسي و كلامي و ادبي و مانند آن از ظريفترين، حساسترين و ارزشمندترين كارهاست و البته نياز به قدرت استنباط و دقت و سلامت نفس و بصيرت در دين و آشنايي با علوم و فنون اجتهاد و آگاهي به رموز آن دارد و الا نااهلان و يا مدعيان ناآگاه و يا خودباختگان در برابر بيگانگان و بردگان هوي و هوس هرگز توان لازم را براي ورود در اين ميدانها و اظهارنظر فني و تخصصي و جلب اعتماد عمومي را نداشته و نخواهد داشت. 9. حضرت مهدي(عج) بلاواسطه فرزند امام عسكري(ع) و حضرت نرجس خاتون است كه در سنه 255 ق. در سامرا متولد شدهاند و در اعتقاد ما شخصي معين، با ويژگيها و صفات خاصي بوده و هرگز جايي براي ترديد، تحريف، خرافهگرايي، تفسيرها و توجيههاي جاعلانه باقي نميگذارد. عيسيبن مريم(ع) نيز پيامبر اولوالعزم بوده كه حدود 770 سال قبل از ولادت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ در بيت اللحم از حضرت مريم(س) متولد شدهاند و در بينش صحيح ديني و تاريخ هرگونه ادعاي ساختگي كه به مفهوم يكي بودن آن دو بزرگوار مطرح شود و يا با انگيزههاي گوناگون سياسي اجتماعي و فكري مطرح شود دور از انصاف و خلاف وجدان و غير منطبق با واقع است. 10. طبق روايات متواتر اسلامي، آن بزرگوار داراي دو غيبت است: غيبت صغري و غيبت كبري و در عصر غيبت صغري رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار ميشد و در عصر غيبت كبري آن حضرت داراي نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلي و كامل تعريف شده است. ولي درباره حضرت مسيح كه بحث غيبت و يا مباحث مشبه مطرح نيست بلكه در تعبير قرآن كريم آمده است: و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إليه.5 و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، وليكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد، و خدا توانا و حكيم است. و در روايات ما بحث نزول حضرت مسيح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و اين دو تعبير و عنوان بسيار متفاوت است كه يكي نشانگر غيبت و ديگري نشاندهنده عروج و رفع الي الله و نزول مجدد است. دربارة حضرت ولي عصر ـ ارواحنا فداه ـ اين عنوان به كار نرفته بلكه عنوان غيبت، عصر غيبت و عصر ظهور به كار رفته است. يعني او در ميان ماست ولي از چشم ما به حسب ظاهر غايب است نه اينكه خداوند متعال او را به سوي خودش برده باشد، و يا به عقيده مسيحيت آن بزرگوار را به دار آويخته باشند و به ملكوت الهي پرواز كرده باشد. بنابراين ادعاي تطبيق اين دو با يكديگر نميتواند صحيح و قابل قبول باشد. مهدي(ع) از ذريه رسول اكرم(ص) و فاطمه اطهر(س) و از خاندان محمد(ص)و همنام رسول اكرم(ص) است. او قائم بالحق و قائم بالقسط است كه او از مكه خواهد درخشيد و ياران وفادار و استوار و انصار فداكار او در اسرع وقت به او ملحق خواهند شد. و جريانهاي صليبي و صهيونيستي نيز نميتوانند بر چهره پرفروغ خورشيد ولايت گرد و غبار نسيان و تحريف بپاشند. آري مهدي(عج) وارث همه انبيا و اوليا است وارث زمين است وارث آدم و نوح(ع) و پيامبران اولوالعزم ديگر است وارث موسي كليم و عيسي مسيح(ع) است تجلي همه ارزشهاي الهي و اديان آسماني است. اكنون رسالت همه منتظران آن بزرگوار و ارادتمندان آستان مقدس حضرت خاتم الاوصيا(ع) احياي انگيزههاي عميق ديني و الهي و ايجاد آمادگي روحي و اخلاقي و گسترش فرهنگ مهدويت و ولايت و تلاش در راه بيداري امت اسلامي و زمينهسازي براي وحدت جهان اسلام و فداكاري و مجاهدت در راه نصرت آن حضرت و بسترسازي براي عصر ظهور و پيروزي حق بر باطل و آمادهسازي افكار و انديشهها و ايجاد شرائط براي حكومت واحد عدل جهاني است. و نصرتي معدّة لكم... حتي يحيي الله تعالي دينه بكم فمعكم معكم لامع غيركم.6 و ياري من مهياي شماست... تا آنكه خداي تعالي دينش را به وسيلة شما زنده گرداند. پس همراه شمايم، همراه شمايم نه همراه (كسي) جز شما. پينوشتها: 1. صافي گلپايگاني، لطفالله، منتخبالاثر، ص290 به بعد. 2. تعال صلّ بنا، فيقول الا إنّ بعضكم علي بعض امراّ تكرمه الله تعالي هذه الامة. 3. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج51، ص93؛ پس از نقل از كشفالغمّه في معرفة الأئمه، ج2. 4. در اين باره ر.ك: بحارالانوار، ج51، ص88 و89. 5. سورة نساء (4)، آية 157 و 158. 6. قمي، شيخ عباس، مفاتيحالجنان، زيارت جامعة كبيره. قربانعلي دري نجفآبادي - ماهنامه موعود شماره 65
نويسنده:بانکی |
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387
|
|
|
موضوع:
مهدویت و بانکداری
| لينک ثابت
|
|
|
سيماي حضرت مهدي (علیه السلام) در كلام نبوي (صلی الله علیه و آله وسلم)
|
|
پيامبر اعظم اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) مجموعة تكامليافتة فضائل همة انبياء و اولياي الهي در طول تاريخ و درخشانترين كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشيد درخشان فضيلت و كرامت را در خود جاي داده است. علم توأم با اخلاق، حكومت همراه با حكمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتني، روزآمدي توأم با دورانديشي و صداقت با مردم در عين پيچيدگيهاي سياسي از ويژگيهاي بارز پيامبر اكرم(ص) است.1
جلوة آشكار و مظهر اسماي خداوندي، نمونة انسان كامل و سرآمد تمام پيامبران و ختم رسل است. احاديث بسياري از چنين شخصيتي وجود دارد كه به بيان اسامي و ويژگيهاي اهل بيت گرامياش ميپردازد. هنگامي كه ميخواهد از كسي صحبت كند كه او را همنام خود معرفي ميكند2 ميفرمايد: آگاه باشيد كه هر كس (از پيامبران و امامان) پيش از او، نويد آمدنش را دادهاند، آگاه باشيد كه او برگزيدة و انتخابشدة خداوند است، آگاه باشيد كه او آنچه بگويد از پروردگارش ميگويد و هشداردهنده به امر ايمان است.3 و مردم را به ياري، اطاعت و پيروي از او فرا ميخواند. هماني كه خداوند متعال تمام معجزات انبياء و اوصياء(ع) را به دست مباركش جاري ميسازد.4 پيامبر رحمت و رأفت بياناتي دربارة شأن، مقام و منزلت حضرت مهدي(ع) در پيشگاه خداوندگار بزرگ دارند كه به اجمال به چند نمونه از آنها اشاره ميكنيم: حضرت مهدي(علیه السلام) يكي از هفت آقاي اهل بهشت پيامبر اكرم(ص) شأن و منزلت فرزندش مهدي(ع) را در بهشت اينگونه ميداند:ما، سروران اهل بهشت از فرزندان عبدالمطلب هستيم، من، حمزه(ع)، علي(ع)، جعفر(ع)، حسن و حسين(ع) و مهدي(ع).5 ابن ابيالحديد طي حديث مرسلي آنها را سروران روز قيامت و آقايان اهل دنيا ميداند.6 بهشت مشتاق حضرت مهدي(ع) بهاي انسانها چيزي جز بهشت نيست، به فرمودة حضرت اميرالمؤمنين(ع) نبايد خود را به چيزي كمتر از بهشت فروخت،7 حال با اينهمه اگر بهشت مشتاق كسي باشد چگونه است؟ حضرت رسول اكرم(ص) بهشت را مشتاق درك وجود حضرت مهدي(ع) ميداند:بهشت مشتاق چهار نفر از اهل بيت من است، خداوند آنها را دوست ميدارد و مرا امر كرده است تا آنها را دوست بدارم، عليبن ابيطالب(ع)، حسن و حسين(ع) و مهدي(ع) كه عيسيبن مريم(ع) پشت سر او نماز ميخواند.8 حضرت مهدي(ع) طاووس بهشتيان از آنجا كه طاووس زيباترين مخلوقات است، هر آنچه را ميخواهند به زيبايي و جمال متصّف كنند از آن با طاووس نام ميبرند، بهشتيان زيبارويانند و برترين آنها از نظر جمال حضرت مهدي(ع) است. چرا كه پيامبر فرمودند:مهدي(ع) طاووس اهل بهشت است.9 جزاي پيروي و نافرماني از آن حضرت پيروي از حضرت مهدي(ع) سبب نجات و نافرماني از امر آن حضرت سبب هلاكت، اطاعت وي اطاعت خداوند و نافرماني وي نافرماني خداوند است.در زيارت آل ياسين آمده است: اي مولاي من (اقرار ميكنم) كسي كه با تو مخالفت كند، شقي و بدبخت است و خوشبخت و سعادتمند كسي است كه از تو فرمان ببرد و مطيع تو باشد.10 اينگونه است كه اطاعت از امام مهدي(ع) ماية نجات و سرباز زني از فرامين او ماية هلاكت است. دراينباره پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند: قائم(ع) از فرزندان من است، نام او نام من و كنيه او كنيه من است، شكل او شكل من و سنت او سنت من است، مردم را بر دين و آئين من به پا ميدارد و آنها را به سوي كتاب پروردگارم فرا ميخواند. كسي كه او را اطاعت كند مرا اطاعت كرده است و كسي كه او را نافرماني كند، از من نافرماني كرده است. كسي كه در دوران غيبت منكر او باشد مرا انكار كرده است و كسي كه او را تكذيب كند مرا تكذيب كرده است و همچنين كسي كه او را تصديق كند مرا تصديق كرده است. من از تكذيبكنندگانم دربارة امر او و انكاركنندگان گفتارم دربارة او و گمراهان امتم از راه او، به خدا شكايت ميكنم، آنهايي كه ظلم كردهاند به زودي خواهند دانست كه به چه كيفرگاه و محل انتقامي بازخواهندگشت.11 خضوع و تواضع حضرت در برابر خداوند پيامبر اكرم(ص) فروتني و خشوع حضرت مهدي(ع) را در برابر پيشگاه ربوبي خداوند اينگونه مثال ميزنند:حضرت مهدي(ع) نسبت به خداوند خاشع و خاضع است، مانند خشوع و خضوع باز شكاري كه هنگام پرواز، بالهاي خود را فرو ميخواباند.12 حضرت مهدي(ع) جانشين خداوند رسول اكرم(ص) ميفرمايند:حضرت مهدي ظهور ميكند در حاليكه در بالاي سر او ابري است كه ملكي بر آن سوار است و فرياد ميزند كه: اين مهدي(ع) جانشين خداوند است از او پيروي كنيد.13 حضرت مهدي عبد صادقي كه به سبب او خداوند، بندگانش را ميبخشد رسول اكرم(ص) فرمودند:آن هنگام كه به آسمان هفتم عروج كردم و از آنجا به سدرةالمنتهي و سپس به حجابهاي نوراني رسيدم، پروردگارم ـ جلجلاله ـ ندايم كرد كه: اي محمد! تو بندة من و من پروردگار تو هستم. همانا تو را بنده، حبيب، رسول و پيامبر قرار دادم و برادرت علي(ع) را جانشين تو، همانا علي(ع) حجت بر بندگان من است و امام و رهبري براي مخلوقاتم. به واسطة او دوستدارانم از دشمنانم بازشناخته ميشوند و به وسيلة اوست كه حزب من از حزب شيطان شناخته ميشود. به خاطر اوست كه دينم برپا شده است و حدود و احكام دينم حفظ و اجرا ميشود. به خاطر او و تو و فرزندان توست كه بندگانم را ميبخشم و به واسطة قائم(ع) فزندان توست كه با تسبيح، تهليل، تقديس و تكبير و تمجيدم زمين را ميسازم و آباد ميكنم، به واسطة اوست كه زمين را از دشمنانم پاك كرده و دوستدارانم را وارث زمين ميگردانم. به خاطر اوست كه كلمة كساني كه كفر ورزيدند را پست قرار داده و كلمة خود را برترين ميسازم. با علم و احاطة خود، به خاطر او و به واسطة اوست كه بندگانم را زنده ميسازم و شهرهايم را احيا ميكنم. به سبب اوست كه به تدبير و مشيت من گنجها و ذخاير آشكار ميسازم و فقط به خاطر اوست كه به ارادهام اسرار و پنهانيها را آشكار ميسازم و آن را به ملائكه ميسپارم تا تأييد كنندة اجراي فرمانهايم و اعلان دينم باشد. او (مهدي(ع)) به حقيقت وليّ (آيين) من است و مهدي(ع) صديقترين بندگانم است.14 به حقيقت منزلت و مقامي بس عظيم در پيشگاه مقام ربوبي خداوندگار دارد كه خداوند به واسطة او و پدران گرامياش باران را بر بندگانش فرو ميفرستد و به واسطة وجود آنان است كه آسمان نگاه داشته شده است و بر زمين نميافتد.15 براي ظهورش دعا كنيم و مشتاقانه منتظرش باشيم كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) نيز پس از توصيف كمالات حضرتش آهي كشيدند و با دست، اشاره به سينة خود كرده و فرمودند: «چقدر مشتاق ديدار اويم.»16 پينوشتها: 1. سخنراني رهبر معظم انقلاب در حريم مطهر رضوي(ع)، 1/1/85. رضا عباسپور - ماهنامه موعود شماره 63
نويسنده:بانکی |
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387
|
|
|
موضوع:
مهدویت و بانکداری
| لينک ثابت
|
|
|
صفات ياران امام زمان (علیه السلام)
|
|
براى تحقق ظهور امام زمان (علیه السلام) وجود انسانهاى صالح، انگيزههاى قوى، ايمانهاى راسخ، گامهاى استوار و دلهاى روشن نيز لازم و ضرورى است. امام زمان (علیه السلام( ، كسانى را لازم دارد كه در مقابل پديدههاى تلخ و دشوار، مردد و متزلزل نشوند و عقب ننشينند تا بتواند با اين ها وارد كار عظيمى بشود كه قرار است دنيا را متحول كند. ايشان بايد در مقابل همه ی مشكلات بايستند، يك سيستم قوى لازم است كه افراد آن غير متزلزل باشند. بصيرت نافذ و راسخ داشته باشند كه هيچ مشكلى آنان را مردد نكند . امام زمان(علیه السلام) افرادى را لازم دارد آگاه، بصير، خبير، متوكل به خداى متعال، توجه كننده به جزیيات و آنگاه فداكار، كاردان در اداره ی جامعه و رزم جو با دشمن. تقوا ، تواضع ، فروتنى و گذشت در برابر ضعفا و مقاومت در برابر زورمندان و ستمگران از صفات دیگر سربازان امام عصر (علیه السلام) مىباشد.
· خدا آنان را دوست دارد «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ ؛ اي كسانيكه ايمان آوردهايد! هر كس از شما، از دين خود باز گردد (به خدا زياني نميرساند) خداوند جمعيتي را ميآورد كه آنها را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند.»[89] حضرت صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه فرمودند: «همانا اصحاب و ياران صاحب اين امر (امام زمان(عليهالسلام) برايش محفوظند، و اگر همه مردم از بين بروند [كافر شوند يا بميرند] خداوند يارانش را خواهد آورد و ايشان كسانياند كه خداوند [عزوجل] درباره ايشان فرموده: [يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ ...».[90] چنانكه در اين آيه شريفه ذكر شده است خداوند ياران امام زمان را دوست دارد زيرا آنها كساني هستند كه به حقيقت توحيد راه يافتهاند[91] و به كمالاتي نائل گشتهاند كه قابليت ياري امام زمان(عليهالسلام) را پيدا كردهاند. · به بهترين صورت هدايت ميشوند. « وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى ؛ كسانيكه در راه هدايت گام نهادند، خداوند بر هدايتشان ميافزايد».[92] امام صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه شريفه فرمودند: «در روز ظهور حضرت مهدي(عليه السلام) خداوند بر هدايت پيروان حضرت مهدي(عليهالسلام) ميافزايد زيرا آنان حضرت مهدي(عليهالسلام) را رد و انكار نمينمايند يعني به خاطر پيروي از حضرت ولي عصر(عليهالسلام) بر هدايتشان افزوده ميشود. [93] «إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي؛ همانا خداوند شما را به وسيله يك نهر آب آزمايش ميكند؛ آنها كه (به هنگام تشنگي) از آن بنوشند، از من نيستند».[94] امام صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه چنين ميفرمايند: ياران طالوت به آن نهر امتحان شدند كه خداي تعالي دربارهاش فرموده:«إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي » و همانا اصحاب قائم(عليهالسلام) نيز به مانند آن آزمايش خواهند شد.[95] ابتلا و آزمايش در سپاه طالوت به اين علت بود كه مؤمنين واقعي مشخص گردند ونتيجه آزمايش اين شد كه بيشتر سپاهيان طالوت در امتحان مردود شدند در سپاه حضرت مهدي(عليهالسلام) نيز چنين امتحان دشواري صورت ميگيرد كه ياران و مؤمنين خالص ايشان شناخته شوند. · هرگز از او برنميگردند «فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ ؛ پس اگر اين قوم (پيامبران و هدايت يافتگان بفرض) نسبت به نبوّت و كتاب خدا كفر ورزند آئين حق زمين نميماند؛ زيرا افراد ديگري را نگهبان آن ميسازيم كه هرگز نسبت به آن كافر نشوند».[96] از فرمايشي از امام صادق(عليهالسلام) ذيل اين آيه چنين استفاده ميشود كه ياران امام زمان (عليهالسلام) برايش محفوظند و هيچ گاه از دين حق برنميگردند[97] و قلبهايشان در دين چون آهن محكم و استوار است، و به چنان مرتبهاي ميرسند كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) آنان را برادران خود ميخواند. · از سراسر عالم به ياري مهدي(عليهالسلام) ميآيند «فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا ؛ پس به كارهاي نيك سبقت و پيشي بگيريد، هر كجا باشيد خداوند همه شما را خواهد آورد».[98] امام باقر(عليهالسلام) درباره اين آيه چنين فرمودند: خيرات(در اين آيه) ولايت است و منظور از ] أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا ] اصحاب قائم(عليهالسلام) است كه سيصد و [سيزده] نفرند، به خدا سوگند امت معدوده ايشانند... كه همچون ابرهاي پاييزي در يك ساعت جمع خواهند شد و در خدمتش مهيّا ميشوند و همگي در مكه در محضر آن حضرت صبح ميكنند.[99] · زنده شدن دوباره (رجعت) «وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ؛ [مشركان] سوگندهاي شديدي به خدا ياد كردند كه هرگز خداوند كسي را كه بميرد زنده نخواهد كرد! آري اين وعده قطعي خداست (كه مردگان را زنده ميگرداند) ولي بيشتر مردم نميدانند».[100] ابوبصير ميگويد به امام صادق(عليهالسلام) عرضه داشتم، اين كه خداوند تبارك و تعالي ميفرمايد: [ و اقسموا بالله...] منظور چيست؟ فرمودند: اي ابوبصير در اين باره چه ميگويي؟ گفتم: مشركين ميپندارند و سوگند ميخورند كه خداوند هرگز مردگان را زنده نخواهد كرد. حضرت فرمودند: مرگ بر كسي كه چنين سخني ميگويد، از آنها بپرس كه آيا مشركين به الله قسم ميخورند يا به لات و عزّي؟ ابوبصير ميگويد: گفتم: فدايت شوم پس برايم معني اين آيه را بيان فرماييد. امام فرمودند: اي ابوبصير! هنگامي كه قائم ما به پا خيزد، خداوند گروهي از شيعيان ما را براي او برانگيزد و آنان را زنده گرداند [كه آماده نبرد در ركاب حضرت مهدي (عليهالسلام) ميباشند] پس وقتي شيعيان ما خبر زنده شدن آنان را براي هم نقل ميكنند دشمناني كه اين خبر را شنوند، شيعيان را به شدّت تكذيب ميكنند و ميگويند: والله اينها كه شما ميگوييد زنده نشده و نخواهند شد تا روز قيامت، پس خداوند گفتار آنها را حكايت كرده، مي فرمايد: وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ.[101] · گروهي از قوم موسي(عليهالسلام) «وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ ؛ و از قوم موسي، گروهي هستند كه به سوي حق هدايت ميكنند؛ و به آن باز ميگردند».[102] امام صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه شريفه فرمودند: هرگاه قائم(عليهالسلام) از پشت اين بيت [خانه كعبه] ظاهر شود، خداوند با او بيست و هفت مرد را برميانگيزد [براي ياري كردن امام زمان(عليهالسلام) آنان را زنده ميكند] پانزده نفر آنان از قوم حضرت موسي(عليهالسلام) هستند كه خداي تعالي در باره آنها ميفرمايد: [وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ؛ آنان كه به حق قضاوت ميكنند و به آن باز ميگردند] هفت تن از اصحاب كهف، يوشع وصي حضرت موسي، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسي، ابودجانه انصاري و مالك اشتر.[103] سؤالي كه ممكن است از دو عنوان اخير در ذهن خوانندگان عزيز مطرح شود اين است كه: زنده شدن مردگان شيعه يا عدّهاي از قوم موسي قبل از قيامت چگونه امكان دارد؟ و آيا چنين مطلبي در اعتقادات شيعه اماميه وجود دارد؟ در پاسخ بايد گفت: تمامي اين مباحث مربوط به مقوله رجعت ميگردد و «رجعت» به معناي بازگشتن عدهاي از نيكان و عدهاي از بدان به دنيا قبل از قيامت كبري ميباشد و اين افراد برميگردند تا قسمتي از پاداش يا كيفر اعمالشان را در دنيا دريافت نمايند. رجعت از اصول اعتقادي شيعه اماميه است و عدهاي از علماي ما كتابهاي مستقلي در اين باره تأليف كردهاند، در اثبات رجعت، دلايل زيادي از علماي شيعه در تأليفاتشان موجود است كه بعضي از آنها عبارتند از: 1- آياتي كه به طور صريح دلالت بر اين مطلب دارد كه حدود شصت و چهار آيه ميشود. 2- احاديث متواتري كه از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) و خاندانش (عليهمالسلام) به ما رسيده كه بيش از دويست روايت ميشود. 3- اجماع شيعه اماميه بر اين مطلب چنانكه شيخ صدوق(ره) اين اجماع را در كتاب اعتقادات خود بيان كرده. 4- در بسياري از دعاها مثل (دعاي عهد) و زيارتها (مانند زيارت جامعه كبيره) به مسئله رجعت و حقانيت آن اشاره شده است.[104]
نويسنده:بانکی |
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387
|
|
|
موضوع:
مهدویت و بانکداری
| لينک ثابت
|
|
|
بانکداری و مهدویت
|
|
با سلام دیر زمانی است که یک سوال ذهن من را به خود مشغول کرده است و آن اینکه : جایگاه بانک و بانکداری در زمان ظهور حضرت ولی عصر (عج) چه خواهد بود؟ آیا اصالتا برای آن دوران می توان جایگاه این چنینی که امروزه بانکها دارند را قائل بود و یا تعریفهایمان را باید بازتعریف کنیم ؟
نويسنده:بانکی |
شنبه سی و یکم شهریور 1386
|
|
|
موضوع:
مهدویت و بانکداری
| لينک ثابت
|
|
